با خیالت قالی کرمان می بافممثل مادرم،ریس ها را رنگ می کنمپسته ای،کچل آبی،زاغو با آن ها طرح سماور می بافمبا چند اسب قشقایی در چمنزاریک رودخانه در حاشیه می بافم با سپیدارهای بلند در کنار کوه شتری، سیاه
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی
آدمیزاد ، بی شعور به دنیا نمی آید
بی شعور می شود
یا به اختیار یا به اجبار ...
#عباد_صادقی
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی
بوته گل شقایقی در دل سنگ روییده بودعشق ست دیگرتحریک که شد ، نطفه اش را هرجا رسید ، می کاردو اینگونه سنگ ها همچراغ قلب ها می شوند... #عباد_صادقی
برچسب:
نویسنده: طاها نوروزی